تو ای سرزمین نفرین شده! اکنون به سیمای نحيف و غم زده تو مینگرم، به سیمای سوخته تو در زیر شدت تابش خورشید. اكنون خورشید از آن بالا مستقیم ترا نشانه گرفته و درست بر تو میتابد.
ای سرزمین آفتابی! خورشيد آتشين به شدت می تابد آن گونه که گویی در کنار توست نه در بالای سر تو ای سرزمین. اكنون به سیمای تو مینگرم، و به خورشید این آسمان که به جای گرم کردن، ترا اين چنين میسوزاند. هیچ چیز در اين سرزمين از سوختن خورشيد در امان نیست، حتی اندیشه درون مغزت. افسوس که اندیشهها را نیز گریزی از آن نيست ای سرزمین، اندیشههایی که در مغزها زاده میشوند تا آیندهها زاده گردند و شكل گيرند.
اکنون اندیشهها در درون تو بیتابی میکنند، چون کودکی که زمان زادنش در رحم مادر به سر آمده، و چه نیک ميدانی که اکنون زمان زاده شدن نیست چرا که از سوزش خورشید گریزی نیست. همان خورشیدی که بدون آن دنیا به سیاهی مینشیند. و اکنون تو با خورشید به سیاهی نشستهای ای سرزمین!
تو اکنون با چهرهای سوخته و ماتم زده با من سخن میگویی! سخن از ناامیدیها، نامردیها و نامرادیها. سخن از غم، سخن از یاس، سخن از درماندگی، سخن از ناتوانی، سخن از لبخند مردگان و سخن از خاموشی زندگان. تو سخن میگویی، و تو خود سراسرسخنی چرا که به درازای یک هستی و آفرینش سخن نگفتهای و سکوت کردهای. اکنون تنها ماندهای، تنهاي تنها و اندوهت را با مزار مردگانت قسمت میکنی، با آنان به نجوا مینشینی و اندیشهات را در سایه سکوت پنهان میداری تا خورشید آن طفل زاده نشده را از دستان تو نستاند. و چه افسوس که خورشید در اين سرزمين ماتم زده بر هیچ چیز رحم نمیکند. او سر تا پا چشم است تا هر آنچه هست را بسوزاند و ترا هم به ماتم نشاند.
در تاریکی نهفتم
با سایه سخن گفتم
با عشق به خواب رفتم
از تو خبری افسوس
از تو گذری افسوس
با غربت دل ساختم
تنها و رها ماندم
حال خاکستری سردم
پاییزی و بی برگم
از تو خبری افسوس
بزرگترین آرزوی من برآورده شدن كوچكترین آرزوی تو بود....
صد جام اگر آرند يك بار كند مستميك بار نگاه دوست صد بار كند مستمپروانه سوخت، شمع فرو مرد، شب گذشت
ای وای من که قصه ی دل ناتمام ماند
آرزو دارم اگر گل نيستم خاري نباشـم
بار بردار ار ز دوشي نيستم باري نباشم
گر نگشتم دوست با صاحبدلي دشمن نگردم
بوسـتان بهـر خليل ار نيستم ناري نباشـــم
گر که نتوانم ستانم داد ز مظلومي ز ظالم
باز آن خواهم که همکار ستمکاري نباشم
نيستم گـر نوشــدارويي براي دردمنــدي
نيز با بي دست و پايي نيش جراري نباشم
گــر نريزم آب رحمت از سبويي در گلويي
دلخوشم گر خنجري بر قلب افکاري نباشم
گر پري بگشوده دارم همچو کبک کوهساري
طعنه زن بر خــواري مرغ گرفتاري نباشــم
عشق ميوه تمام فصل هاست و دست همه كس به شاخسارش مي رسد . مادر ترزا
عشق نخستین سبب وجود انسانیست . وونارگ
عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد . ارد بزرگ
عشق ما را می کشد تا دوباره حياتمان بخشد . شكسپير
عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی . شانفور
عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست . کوستین
عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . جبران خلیل جبران
عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است . مادام دوژیرادرن
عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است . زابوتن
عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است . ژرژسان
عشق معجزه ایست . امیل زولا
عشق شیرینی زندگیست . مارسل تینر
عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند . سنت بوو
عشق یکنوع تب و حرارت شدید است . استاندال
عشق گل کمیابی است . آندره توریه
عشق حادثه ایست . کولارن
عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله
عشق ما را ميكشد تا دوباره حياتمان ببخشد . بوبن
عشق شاه كليدي است كه تمام دهليزهاي قلب را ميگشايد . ايوانز
عشق اين توانائی را می دهد که بگوئيد ، پوزش می خوا هم . کن بلانچارد
عشق یعنی ترس از دست دادن تو . مثل ایتالیائی
عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست . مادام دواستال
عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم ،عشق متعهد است مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند . لئوبوسكاليا
عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو
عشق رمز بزرگیست . افلاطون
عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد . شانفور
عشق نبوغ عقل است. توسنل
عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار . کراتس
عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود . مادموازل دوسگوری
عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت
عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار
عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند . کرنی
عشق ، خطاي فاحش فرد در تمايز يک آدم معمولي از بقيه ي آدم هاي معمولي است . برنارد شاو
عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟
عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد . د. اسمیت
عشق ، عشق مي آفريند . عشق ، زندگي مي بخشد . زندگي ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره مي آفريند . دلشوره ، جرات مي بخشد . جرات ، اعتماد مي آورد . اعتماد ، اميد مي آفريند . اميد ، زندگي مي بخشد . زندگي ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق مي آفريند . مارکوس بيکل
عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان
یه دوست خوب
یه دوست خوب
یه دوست کسیه که منو به خاطر خودم قبول کنه.
یه دوست کسیه که در عین احترام گذاشتن بهت ایراداتت رو هم بهت بگه.
یه دوست کسیه که وقتی دنیا ازت رو بر میگردونه اون خودشو بهت نشون بده.
یه دوست کسیه که تو رو بشناسه و به همون اندازه تو رو دوست داشته باشه.
یه دوست کسیه که وقتی داری سقوط میکنی تشویقت کنه که بلند بشی و از نو بسازی.
دوستان تو خوشبختیشون ما رو میشناسن و ما اونا رو تو بدبختیامون.
دوستان واقعی حتی بعد از سالها جدایی دوستیشون رو تموم نمیکنن.
و اما، دوستان خوب پیدا کردنشون سخته ، ترکشون سخت تر و فراموش کردنشون غیر ممکن.
و دوست خوب من یادت باشه که هیچوقت تو و خاطرات خوب با هم بودن رو یادم نمیره مخصوصا ....۱.مهم آن است که هرگز از پرسش باز نایستیم
۲.اگئر انسان ها در طول عمرشون فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معدشان بود اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.
۳اگر واقعیات با نظریات هماهنکی ندارند واقعیتها را تعغیر بده
۴.تازمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت
۵.تخیل مهمتر از دانش است علم محدود است اما تخیل دنیا را در بر میگیرد
۶.سعی نکن انسان موفقی باشی بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی
۷.سخت ترین کار در دنیا درک فلسفه مالیات بر درامد است
۸.سه قدرت بر جهان حکومت میکند۱.ترس۲.حرص ۳.حماقت
۹.هیچ کاری برای انسان سخت تر از فکر کردن نیست
۱۰.دین بدون علم کور است وعلم بدون دین لنگ است
۱۱.به آینده نمی اندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید
۱۲.خدا شیر یا خط ؟نمیکند
۱۳.خداوند زیرک است اما بدخواه نیست
۱۴.نگران مشکلاتی که درریاضی دارید نباشید به شما اطمینان می دهم که مشکلات من در این زمینه عظیم تر است
۱۵.همزمان با گسترش دایره دانش ما تاریکی که این دایره را احاطه میکند نیز گسترده میشود
۱۶.اگه نمره تستت تک شد ناراحت نشو
۱۷.در دنیایی که دیوارهها ودروازه ها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره ونرده است
۱۸.دو چیز بی پایان هستند اول منظومه شمسی دوم نادانی بشر در مورد اول زیاد مطمئن نیستم
۱۹.من نمیدانم انسانها با چه اسلحه ای در جنگ جهانی سوم با هم خواهند جنگید امادر جنگ جهانی چهارم سلاح آنها سنگ وچوب و چماق خواهد بود
۲۰.یک فرد با هوش یک مسئله را حل میکند اما یک فرد خردمند از رو در رو شدن با آن دوری میکند
برای همين حرف بالاست که هميشه میگم نبايد هيچوقت نااميد شد. اغلب اتفاقات قشنگ تو زندگی
ما درست زمانی رخ داده که همهچيز سياه به نظر میرسيده و ما احساس میکرديم که به آخرش
رسيدهايم. هميشه آرامشها بعد از يه دوران سخت و سنگين بوده و هميشه وقتی چشامونو تو تاريکی
بستيم و ازش نترسيديم، تونستيم حتی تو همون تاريکی هم همه چيز رو درست تشخيص بديم و به
موانع نخوريم
گاهی فقط يه ذره صبر بيشتر از اون صبری که کردهايم لازمه، فقط يه ذره کوچولوی دیگه.........
می دونم و ایمان دارم كه خدايی دارم که دوستم دارد و دوستش دارم و مثل يه دوست قوی هميشه
هوامو را دارد. او با منه و من در کنار او. از رگ گردن به هم نزديکتر. پس به خودم میگم، به شما هم
ميگم دل نگرانی مفهومي نداره!!!! ...
تو هم مثل من هر زمان دلشوره که گرفتي، چشمت را ببند، يه نفس عميق بکش و آرام به او
بگو..خدايا، به قدرتت نياز دارم. لطفا مثل هميشه كمكم كن...
بعد ببين يه بوی ياس رازقی اون دور و برا نمیشنوي؟ بوي گل مريم؟؟؟بوي اميد و بهت و ناباوري از يه
سحري كه خاص بود؟؟؟؟خداي مهربونم بوي عشق مياد!!!بوي خوب خدا!!!!!
در اندیشه زیبای ان فصل بهار
در زمستانی سرد
با دلی رفته زدست
زیر لب می گویم
کاش میشد به تو گفت
که تو تنها سخن شعر منی
کاش می شد به توگفت
تو مرو دور مشو از از دل من
تو مرو تا که نمیرد دلمن
زندگیت چه جوریه عاشق و معشوقت کیه
هوا هوای خانه است
صدا صدای بچه ها
نفس نفس میگم این دییگه خودمونیه
دفتر. دستک . کتابم
خوشکلک حسابم
ماشین حساب ساده ام
خودکار بیک ابیم
جزوه های خط خطی
درس زبان چه مشکلی
پیشرفته باحالم
می خوام بگم عین گلی.
دولتی قطورم از دست تو رنجورم
زندگی کسورم ذهنیت دروغم
ساعت سه نصف شبه
هر چی بگم چه مرگمه بازم کمه
یه عالمه سوال دارم
یه کوله بار خیال دارم
مشکلاتم بماند
انگاری فکر فرار دارم
خودم بهم میگه بابا بسته
هرچی بخوای توی دستته
سایه چشات عینک افتابییه
پول تو جیباتم به اندازه کافیه
کفش ولباس خوب که داری
میگم ولم کن بابا
چرا منت میذاری
ببین منو نگا کن
بچه ها رو صدا کن
میگن بشین بگیم بخندیم
با خنده ها راه غصمونو ببندیم
بگیم جوکو کیف کنیم
با هوارو داد کل بکشیم بخندیم
بعدشم دنیا دو روزه دیگه
حاصل کارمون چرا افسوسه
حیرت رنج وتحمل کنیم
فکرامونووووو
عین گاو تو علفا ول کنیم
میگن بشین نود ببینیم
بابا حساسه
صحنه هاشو میشه بد ببینیم
اکبر اقا ..فیروز خان
حرفاشون کلی خنده داره
بابا سر کیفت میاره
دلم میگه ولش کن بابا حوصله داری
تو با اینا خیلی فاصله داری ....![]()
![]()
